هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

هاني كوچولو

هیام پنج تا شش ماهگی

آبجی گلم نیم ساله شده خواهشا چشاتونو درویش کنید این آبجی ما که به حرف داداش بزرگش گوش نمیکنه که بازم عکس بدون حجاب انداخته اینجا آبجی من بزرگ شده از پنج ماه و نیمگیش دندون در آورده هی اینور و اون ور میره و دقیقا شده مثل جارو برقی هرچی روی زمینه بر میداره میخوره آبجی شش ماهگیت مبارک فک میکنه این برگه ها خوراکیه میخواد برداره بخوره شیطون بلا اینجا قبل از شش ماهگی بوده و آبجی رو بردیم دکتر و با یک آزمایش مشخص شد آبجی هیام هم مثل من قبل از یکسالگی به پروتیین گاوی الرژی داره و مامان خانم بی خبر هی لبنیات میل میکردن و این باعث میشد آبجی من همیشه اسها...
30 آبان 1395

هانی و آنچه گذشت در آبان 95

ساحل زیبای نایبند اون دور دورا بابایی و دایی احمد دارن بحث سیاسی میکنن حاتم خان پسر خاله زرنگم من و برو و بچ های خاله و دایی بابایی و هیامی توی این عکس نیستم چون با بچه های خاله و دایی رفتیم قایق سواری آقا ادیب مثلا میگه اووووونجارو خندشو اواخر آبان ماه برگ ریزان قشنگی داشتیم  منم صبح زود با چشای پف کرده سریع رفتم برای عکس    هیام خانم این دوتا گربه هم صبح زود اینشکلی اینجا جا گرفتن این گربه ها سوژه قشنگی شدن برای عکس های مامانی ادیب من دارم مشق می نویسم و مامانی حسابی ذوقم میکن...
30 آبان 1395

هیام پنج ماهه-مهر95

بیست و نهم مهر ماه هیام ما پنج ماهه شد هیامی برای اولین بار در پنج ماه و پنج روزگیش تب کرده و مریض شده تب و اسهال هیامی همراه با منو و بابا و مامانی برای اولین بار سوار قایق میشه چقدر خوشحاله آبجی جونم ماهیا رو دیده ذوق کرده هیام توی این عکس پنج ماه و یک روزشه آبجی پستونکشو بیشتر برای بازی میخواد تا مک زدن ببینید آبجی گلم حتی توی خواب هم میخنده اینجا دیگه جدی شد اومدیم کبابی بابایی داره هیامی رو میخندونه و مامانی ازش عکس میگیره یه وقت فک نکنید من حسودما نهههه فقط رفتم این بالا که هیامی تنها نباشه روی طاقچه ...
9 آبان 1395
1